حدود صد نفر شایدم کمتر اومدن وبلاگم میخوام بهشون یه پیام بدم حداقل یه حرف مفیدی زده باشم
و این دور هم جمع شدنمون فایده داشته باشه
ای صد نفری که میایید وبلاگم تعدادتون مهم نیست ده نفر هم بودید همین ها رو میگفتم
بیایید یه کاری باهم دیگه بکنیم و تمرین بکنیم این رو توی زندگی خودمون پیاده کنیم
بیاییم به عقیده ی دیگران به عقاید همه ی انسان ها احترام بگذاریم و اون ها رو به خاطر عقایدشون
مسخره و توبیخ و ملامت و اذیت نکنیم مثلا اگه مذهبی هستیم بچه های غیرمذهبی رو مسخره نکنیم
اون ها رو فاسد و کافر و فاسق ندانیم و به دیده ی حقارت از موضع بالا بهشون نگاه نکنیم
اگه مذهبی نیستیم هم روشنفکر و منصف باشیم و به غیر مذهبی ها به دیده ی حقارت نگاه نکنیم
اونا رو بخاطر دین و ایمان و ظاهر و چادر و ... مسخره نکنیم یا مورد سرزنش قرار ندهیم
به دین های دیگه احترام بذاریم مسیحی ها و اهل سنت و بودایی ها و آیین های دیگه
خودمون رو صد درصد حق و به حق و صاحب حق و مالک حقیقت ندونیم و دیگران رو جاهل و گمراه بدونیم
اگر مذهبی نیستیم و قائل به دین نیستیم مدرنیته رو به مذهبی ها تحمیل نکنیم ، مدرنیته رو به سنتی ها
تحمیل نکنیم (سنتی با مذهبی فرق داره) آدمای سنتی یا مذهبی رو از خودمون پایینتر ندونیم
با دین مواجهه ی صادقانه داشته باشیم خوبی هاش رو ببینیم مزایاش رو ببینیم و بدی هاش رو هم بگیم
فقط طرفدار حزب خودمون و مرامنامه ی حزب خودمون نباشیم اگه حزب ما ، تیم ما ، گروه ما ، دین ما
عقاید ما ، نقص هایی داشت اون ها رو هم بیان کنیم و سعی کنیم تعصب نداشته باشیم
این رو درک کنیم که حقیقت به این واضحی ها و تابلویی ها که ما فکر میکنیم نیست
به این فکر کنیم که آدمی که توی یه خانواده ، یه شهر ، یه خانه ی دیگه تربیت شده
ممکنه به این سادگی ها نتونه از عقاید دینی یا غیردینی خودش جدا بشه
به این فکر کنیم که اگه یه چیزی برای ما واضح و بدیهی و تابلوئه ممکنه واسه کسی که
یه کتاب دیگه ای خونده که نظرش مخالف بوده اینقدر ها واضح و بدیهی نباشه
اگه مذهبی نیستیم اینو درک کنیم که اون مذهبی ها هم ، اون بودایی ها هم حتی
یک نظام منسجم معرفتی و یک معقولیت شصت هفتاد درصدی پشت چیزی که بهش باور دارند
دیده اند که بهش باور آورده اند ولو به غلط ؛ اینطوری نبوده که اون کسی که دینداره لزوما از روی تقلید
این دین رو انتخاب کرده باشه اتفاقا چه بسا گاهی ما تعصب داشته باشیم مثلا شما برهان وجوب و امکان رو
اگه بشنوید شاید همه بپذیریدش شاید ما هم بپذیریمش و تسلیم بشیم زیر منطقی بودنش
و از اون طرف اگه مذهبی هستیم غیر مذهبی ها رو احمق فرض نکنیم ، نیت هاشون رو پلید ندونیم
واقعا معلوم نیست که اون ها از روی هوای نفس دین رو کنار گذاشته باشند چه بسا چه بسا
ممکنه دلایل مذهبی اون ها رو قانع نکرده باشه چه بسا ممکنه که دلایل مذهبی به گوششون نرسیده باشه
چه بسا خوانده اند و اون ها رو ناکافی دونسته باشند این ها پیش خدا هم حجت دارند و خدا از این ها
قبول میکنند ، اگه این ها دیانتشون کمتره به خاطر این نیست که آدم های دشمنی هستند
آدم های بد ذاتی هستند ، بلکه شاید دلایل مذهبی نتونسته این ها رو قانع بکنه و این ها صادقانه
و با تحقیق به این نتیجه رسیده باشند که دین به دردشون نمیخوره
بیایید به تفاوت سلیقه های همدیگه ، به تفاوت های شخصیتی همدیگه ، به تفاوت های
روحیه ای و انگیزه و هدف های همدیگه احترام بذاریم و همدیگه رو همونجوری که هستیم قبول کنیم
بپذیریم ، هی نخواهیم همدیگه رو عوض کنیم و مجبورشون کنیم شکل ما بشوند
بیاییم به جای یه جامعه دینی ، حداقل یک جامعه ی اخلاقی داشته باشیم
به گولدن رول (golden rule) عمل کنیم و احترام بذاریم قاعده ی طلایی اخلاق به ما میگه که :
آن چیزی که برای خود نمیخواهیم و دوس نداریم و نمیپسندیم برای دیگران هم نخواهیم و نپسندیم
حتی اگر دین نداریم و به سنت ها پایبند نیستیم باز هم میتوانیم اخلاقی باشیم و سعی کنیم
بهتر و زیباتر زندگی کنیم .
به امید روزی که هیچ کدوم از ما ، بخاطر ریش داشتن یا چادری بودنمون
بخاطر فشن بودنمون ، به خاطر مانتویی بودنمون یا ظاهرمون بخاطر عقایدمون و باورهامون
مورد اذیت و آزار و تمسخر واقع نشویم .
برچسب:
نویسنده: شیوا کریمیان