من نمیدونم چطوری میشه با یه دختر اشنا شد
اما توی این سال ها هرچی دختر سر راه ما سبز شد
یه نسبت عمیقی با راهبه ها داشت
اهل زهد و پرهیز بود اهل ریاضت و همه چیز بود
اهل تقوا و خلاصه اهل رهبانیت و دوری از لذائذ و غرایز و همه چی ...
مریم نشست تا کوچه خونی نشود از ترس
برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی در آمریکا,زندگی نامه,زندگی شیرین,زندگی شعر,
نویسنده: شیوا کریمیان